على محمدى خراسانى
21
شرح كفاية الأصول (فارسى)
رمضان يا حجّ واجب را در موسم و وقت خود انجام دهد . نمىگويند ، او شتاب كرد و زودتر انجام داد ، بلكه مىگويند ؛ در وقت خودش اتيان كرده در واجبهاى موقّت موسّع مثل صلوات يوميّه هم كه عند المشهور وقت وسيع است ، مىتوان در اول وقت يا وسط وقت يا آخر وقت انجام داد و فوريّت واجب نيست . در واجبهاى غير موقّت هم برخى واجب غير فورى است مثل اداء زكات و خمس على قول ، انجام قضاء نماز على قول ، اداء دين على قول و . . . تنها قسمتى از آنها عند المشهور وجوب فورى دارد ، از قبيل : جواب سلام ، ازالهء نجاست عن المسجد ، انقاذ غريق و . . . با اين محاسبه كاملا روشن شد كه حمل اوامر مسارعت و استباق بر وجوب فورى تالى فاسد دارد و قابل قبول نيست . به ناچار يا بايد اين امرها را بر خصوص ندب حمل كرده و بگوئيم كه مسارعت و استباق مستحب است . و يا بر مطلق الطلب - كه قدر جامع ميان وجوبى و ندبى است - حمل كنيم . آنگاه در موارد وجوب فوريّت فرد وجوبى اراده شده و در ساير موارد فرد استحبابى اراده مىشود . و در هر حال اين آيات به درد مدعاى شما نمىخورد و وجوب فور را اثبات نمىكند . جواب سوّم : اصولا بعيد نيست كه بگوئيم : همانطورىكه آيات و روايات وارده در باب اطاعت و معصيت مولى صددرصد ارشادى است هكذا امر مسارعت و استباق هم امر مولوى و شرعى نيست و از شارع بما هو شارع صادر نشده ، بلكه امر ارشادى است و از شارع بما هو عاقل و مرشد و ناصح صادر شده است و مؤكد حكم عقل است . بيان مطلب : ميزان در ارشادى بودن آن است كه حكم شرعى در مورد حكم عقل وارد شود و لو لا حكم شرعى هم عقل استقلال به حكم دارد ، در چنين موردى اگر شارع چيزى فرمود ، ارشاد به حكم عقل خواهد بود . مثل باب اطاعت و عصيان كه عقل حاكم است و اطاعت مولى را لازم و معصيت مولى را ممنوع مىكند ، و ما نحن فيه من هذا القبيل زيرا خود عقل مىگويد كه اگر مولى به كارى امر كرد چهبهتر كه فورا اقدام كرده و آن را انجام دهيم . پس خود عقل حسن و رجحان اقدام فورى را ثابت مىكند و در چنين مواردى شارع فرموده : « سارعوا - استبقوا - بادروا - عجّلوا و . . . » و اينها حتما ارشادى هستند .